عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

95

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي [ فرعون ] گفت : اگر خدايى گيرى جز زمن ، لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ( 29 ) چنان كنم كه از زندانيان باشى . قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ( 30 ) [ موسى ] گفت : [ چه گويى ] و اگر چيزى آرم به تو [ نشانى استوارى خود را ] چيزى پيدا آشكارا . قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 31 ) [ فرعون ] گفت : پس بيار آن را اگر از راست‌گويانى . فَأَلْقى عَصاهُ عصاى خويش را بيوكند فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ ( 32 ) چون بنگريست آن مارى بود بزرگ آشكارا . وَ نَزَعَ يَدَهُ و دست راست خويش [ را از زير بازوى چپ خويش ] بيرون كشيد فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ ( 33 ) آن دست او را ديد سپيد روشن تاونده نگرندگانرا . قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ [ فرعون ] گفت : مهينان ايشان را كه گرد بر گرد او بودند : إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ ( 34 ) آن مرد براستى جادويى است استاد دانا . يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ ميخواهد كه بيرون كند شما را از زمين شما بجادويى خويش فَما ذا تَأْمُرُونَ ( 35 ) . چه فرمائيد شما در كار او . قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ گفتند با پس كن او را و برادر او را [ و سخن گفتن با او بگذار ] . وَ ابْعَثْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ ( 36 ) و در شارستان‌هاى خويش فراهم آورندگان فرست . يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ( 37 ) تا به تو آرند هر جادويى دانا كه هست . فَجُمِعَ السَّحَرَةُ فراهم آورند جادوان ، لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ( 38 ) هنگام روزى را دانسته و نامزد كرده .